|
(طلبه بزرگوارشهیدرمضان جعفری)
|
اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری !
"بزرگمهر"

سلام بر بياباني كه معراج مجنون هاي دوره آخرالزمان شد
و از ميان اين همه دام و دانه دنيا معبري به سوي آسمان باز كردند
سلام بر مجنون هايي كه به آب و آتش زدند
سلام بر مجنون هايي كه هنوز هم بيابان عاشقي را رها نكرده اند
و با ليلي خويش رازها دارند
سلام علي آل ياسين .........
ذهن محدودم مانده
در آن صحرای بی انتها!
و گویا! بی انتهایی آن بر ذهن من هم اثر کرده
که اینگونه مبهوتم
و دیگران را نیز از جنونم مبهوت می سازم!
آه!
این چه آشفته حالیست در من ؟! و این پریشانی از کجاست ؟
و این دلتنگی از برای چه و که است ؟
و تو را می بینم با همان لبخند همیشگی با همان چشمان نافذ
تو مجنون بودی
و قسمتت نیز مرگ جنون وار در سرزمین مجنون بود جزیره جنون
سرزمین شهد شیرین بندگی
سرزمین شاهد سرزمین شهود سرزمین شهادت سرزمین شهید و سرزمین همتها !
آری همت
می نویسم برای مجنون
و همه مجانین و برای جزیره مجنون ، دارالمجانین
می نویسم برای همه مجنون هایی که همت وار
و یانه
همه همت هایی که مجنون گونه پر کشیدند
و آیا جایی برای ما نیز هست ؟
در این سرزمین ؟در این دارالمجانین !
آری هست اما به یک شرط
به آن شرط که مجنون شویم و مجنون گونه بمانیم
و اگر این طور شود
دیگر نیازی نیست ما خود برویم ! ما را می برند !
زیرا ما را دیوانه میخوانند!
آری بگذار بخوانند که ما به راستی دیوانه ایم
دیوانه همت دیوانه خرازی دیوانه باکری دیوانه زین الدین دیوانه کاوه دیوانه چمران دیوانه آوینی
دیوانه دست واره ودیوانه تو رمضان...
و همه با هم ديوانه حسين ( ع )
چه زيبا گفت سيد شهيدان اهل قلم كه
هر كس مي خواهد شهدا را بشناسد داستان كربلا را بخواند،
گرچه خواندن داستان را سودي نيست، اگر دل كربلايي نباشد .
حب حسين (ع) سرالاسرار شهداست . . . .
چه انتظار عجيبي..!
عجيب تر
که چه آسان نبودنت شده عادت!
چه کودکانه سپرديم دل به بازي قسمت!
چه بي خيال نشستيم ! چه کوششي ! چه وفايي!
فقط نشستم و گفتم: خدا کند که بيايي...!
أينَ السّببُ المُتّصِلُ بَينَ الأرضِ وَ السّماء"
به مناسبت ایام سالروز عملیات کربلای چهار و سالگردشهادت شهید رمضان جعفری
یکی از دست نوشته های گرانقدر شهید را برای دوستان میگذارم
هفت وادی عشق 
بسیج مکتبی است عرفانی که تا کنون هیچ مکتب عرفانی نتوانسته است به این عظمت عرفان و عشق به الله راه تحقق واقعی بخشد .
هیچ مکتبی نتوانسته است که عارفانی این چنین والا پرورش دهد و هیچ مدرسه ای نتوانسته است عشق را با این عظمت تدریس کند و هیچ حکیمی و عارفی نتوانسته است به اوج مراتب عرفانی و عشق یک بسیجی برسد.
ای کاش قلمی بود تا بتواند معرفت یک بسیجی را برروی کاغذبیاورد یا نقاشی بودکه بتواند آن را بر روی تابلو نقاشی بیاورد یا قلبی بود چون قلب یک بسیجی در کالبد شاعری تا بتواند احساس یک بسیجی را از قلب به زبان آورد و یا هنرمندی که بتواند در یک اثرهنری آن را تجسم کند.
اگر تمامی شاعران،نقاشان،نویسندگان وهنرمندان جمع شوندنمیتوانند حتی عشق یک بسیجی را نسبت به مرشدشان تصویر کنند تا چه رسدتصویر عشق به الله یک بسیجی و در عظمت این مدرسهء عشق همین بس که خداوند به ملائکش نسبت به این جوانان پارسا فخر میکند ،
بسیج عشق را هفت وادی است:
وادی نخست:معرفت، در ابتدا بسیجی خود را می شناسد و سپس نسبت به خدای خود معرفت پیدا میکند و وظیفه اش را می شناسد.
وادی دوم : احساس،بعد از مرحله معرفت بسیجی غم همه مظلومان و ستمدیدگان را بر روی قلب خود احساس میکند .
وادی سوم : ترک،در این وادی بسیجی همه چیز را حتی خودش را ترک می کند و فقط یک چیز را می بیند و آن الله است.
وادی چهارم : وداع، شور انگیز ترین مرحله اینجاست که بسیجی با همه چیز ،پدر،مادر،همسر،فرزندو... وداع میکند اینجاست که نه تنها او و نه تنها پدر ومادر و همسر و فرزند خردسالش گریه میکنند که دیوارهای شهر و روستا وبلکه آسمان اشک می ریزند.
وادی پنجم : جهاد، حساس ترین مرحله در این وادی! بسیجی آنچنان حماسه آفرینی میکند که ملائک خجل میشوند و عابدان پرده بر چهره میکشند بر بازوان بسیجی مدال پر افتخار بوسه پیر عارفان و معلم قدسیان نقش میبندد و پیشانی بند سرخ یاسین و سبز یا مهدی بر گل روی او چون شبنمی در صبحگاهان میدرخشد.
وادی ششم : رضا، در این وادی بسیجی به مصیبتی رضا میشود که هزاران بار هر تکه از بدنش را ببرند و بسوزانند وباز زنده شود وباز...
وادی هفتم : شهادت، زیباترین مرحله تکامل آدمی آنگاه است که پیکر غرقه خونش را ملائک در آغوش می گیرند ، معلم شهادت سرش را به دامن می گیرد و زمین و زمان از این همه عظمت و بزرگی میگریند و آدمی را تحمل درکش نیست و قلم من سر میشکند .
دعای عرفه 1 |
منصوری | Play | ||
دعای عرفه 2 |
منصوری | Play | ||
دعای عرفه 3 |
منصوری | Play | ||
دعای عرفه 4 |
منصوری | Play |
التماس دعا









واما وصیتی به برادران ودوستان طلبه
سربازان امام زمان (عج) وسنگرداران فرهنگ اسلامی: برادران عزیز مقدرات اینده این مملکت وجهان اسلام بستگی به شما دارد آن چیزی که می توانید شما را در این راه مقدس به موفقیت برساند دو چیز است اول تقوا وتهذیب نفس که اگر علامه دهر شوید و این شرط را نداشته باشید ره بجائی نمی برید و دوم علم است مبادا که مثل عده ای جوانی وعمرتان را در گوشه حوزه هدر بدهید وعاقبت هیچ سودی برای جامعه نداشته باشید وفقط راه خانه تا مدرسه وشهریه و ... را بدانید.
برای شناساندن اسلام به دنیای متمدن به دو چیز نیازمندید:
1-تحقق در متون اصیل اسلامی وشناخت عمیق اصول اسلام.
2-مجهز شدن به علم وتمدن امروز که با مردم امروز باید به زبان امروز حرف بزنید انشاء ا... که موفق ومؤید باشید.
ودر آخر وصیتی به به دانش آموزان:

برادان دانش آموز آن چیزی که باعث شده ما به دام استعمار بیفتم و باعث همه بدبختیهای ما شد رکورد علمی ما در قرون اخیر بود در حالی که دنیای غرب به سرعت به سوی تکنولوژی حرکت می کرد ما از علم وصنعت غافل بودیم ودر مقابل سرخودگی که از تمدن غربی احساس می کردیم مجبور شدیم که ذلیلانه در مقابل استعمار زانو بزنیم وانان کردند آنچرا نباید می کردند و اکنون که ما می خواهیم ذلیل نباشیم و می خواهیم انسان زندگی کنیم لازم است صنعتی و تکنولوژی پویا داشته باشیم که نیاز به غرب و شرق نداشته باشیم و راه رسیدن به این خود کفائی صنعتی را شما باید بپیمائید البته همگام با تقوا.
برادران دانش اموز حیف است که یک سال از عمر خود را پشت میز ونیمکت بدون نتیجه هدر بدهید سعی کنید که درس بخوانید تا همگام با تحول مذهبی وسیاسی تحولی صنعتی نیز داشته باشیم.
وباز آخرین وصیتم سفارش به تقوی است.

تقوی راه نجات انسان است و بدون تقوی نه علمی به درد می خورد و نه انقلابی ونه فعالیتی.
سفارش می کنم همه شما را به تقوی هر چند که خود از آن دور بودام.
در پایان از همه اقوام و دوستان وبرادرانی که از من رنجش دیده اند و از من نسبت به آنها تندی صورت گرفته جداً پوزش می طلبم و از شما حلالیت می طلبم.
برای من ده روز روزه بگیرید و مقداری نماز بخوانید واز همه می خواهم که برای من گناهکار طلب مغفرت وآمرزش کنند.
در ضمن 350 تومان از طرف من به تبلیغات بسیج مبارکه بدهید و مقداری صدقه بدهید بر ذمه من است.
قسمتی دیگر از وصیت نامه شهید رمضان جعفری



واما وصیتی به مردم و امت حزب الله:
هر چند خود می دانید وتا کنون انجام داده اما از باب ان ذکر تنفع المومنین مسائلی را متذکر میشوم، همانطوری که می دانید انقلاب ما ایمان و اعتقاد به خداوند به پیروزی رسانده و اولین و بزرگترین خطری که یک انقلاب را تهدید می کند فراموشی و دور شدن ار ارزشهای اولیه انقلاب است.مواظب باشی که اولین شرط که به انقلاب ما عزت داد یعنی حرکت در مسیر الله فراموش نشود و در جریان سیاست بازی و بازیهای دیپلماسی قدت وسلاح وشعار جای خدا را نگیرد.
یکی از ارزشهای انقلاب ساده زیستن و زهد بود که اگر دنیا وتجملات وتشریفات جای آن را گرفت دیگر وعلی الاسلام السلام.
مسئله دیگر حضور در صحنه است برادران و خواهران آنچیزی که امروز دنیا از آن میترسد حضور شما است مبادا که از صحنه کنار بروید ودلسرد شوید .
مبادا بخاطر اشتباه یکعده از مسئولین یا غیر مسئولین شما از صحنه خارج شوید. بدانید که انقلاب غربالی است که هر روز ریگی را وناخالصی را بیرون می ریزد این غربال ها همیشه وجود دارد چه بسا که فردا دست اندکاران نظام غربال شوند اگر هدف خدا بود جدا شدن یک ذره ناقابل از مدار خدا نیاید تو را نیز از مدار الهی جدا کند. مگر تو به خاطر او انقلاب کردی یا الگویت او بوده که تو نیز خارج شوی.
هدف خدا بوده والگو رسول خدا وسیدالشهدا. یکی دیگر از ارزشهای انقلاب اطاعت پذیری امام است.
و این رهنمود های حضرت امام بوده که در همه مراحل راه گشای ما بوده است مواظب باشید عده ای هستند که با نام اسلام قصد فتح این قله رفیع را دارند از سرمایه داری در حالی که امام می فرمایند :زاغه نشینها ولی نعمت ما هستند یک روز بعنوان انتقاد بلکه نیش زدن به دولت مورد حمایت امام و هر روز مسئله ای . فریب ظاهر مقدس نمای اینان را مخورید چرا که هم اصول اساسی اسلام مشخص است.
برای همه و این دست و پا زدن ها : برای تاریک نمودن فقه اسلام است وثانیاً اصول خط امام نیز از کلام خود امام مشخص است. برادران و خواهران عزیز نمازهای جمعه و جماعات را فراموش نکنید و با شکوهتر کنید که آبروی اسلام است و جنگ را بر همه امور خود مقدم بدارید که سرنوشت اسلام را وملت ما را مشخص میکند.
برادران عزیز اکنون وقت سرگرم شدن به دنیا وقدرت طلبی نیست اکنون مسائلی مهمتر ازاینها داریم برادر عزیز باید فردا جواب آن دختر مسلملن فیلیپینی و تایوانی که به بردگی فروخته می شود را بدهی باید جواب آن مسلمانی را که زنده زنده در احمدآباد هند به آتش کشیده میشود را بدهی باید جواب کودکان زیر آوار افغانستان را و مظلومان ایران را و ستمدیگان فلسطین و گرسنگان آفریقا را و... بدهی دنیای کفر با تمام قدرت برخاسته و در مقابل یک میلیارد مسلمان محروم و پا برهنه و بی دفاع و مسخ شده.
چرا جهاد نمی کنید در راه خدا و برای آزادی محرومان مردان و زنان و کودکان ناتوانی که میگویند خدایا ما را از شهری که مردومش ظالمند نجات بده. (نساء – 74)

و بدان که اکنون خطاب این آیه به توست واین توئی که باید مسلمین دربند روسیه وچین وهند وافریقا وفلسطین را از ظالمین نجات بدهی از تمام مردم ومسئولین می خواهم که به دهنمود های امام امت گوش فرا دهند و به آنها عمل کنند.